تبلیغات
 تبلیغات کلاس B 

همسران آنلاین - چرا هر كس به فكر گلیم خویش است

همسران آنلاین = دختران آنلاین + پسران آنلاین

چرا هر كس به فكر گلیم خویش است

ارسال کننده ی این پست: آنا هیتا
تاریخ:جمعه هفتم تیر 1392-01:21

    كلمه «اخلاق» بلافاصله نصیحت را تداعی می كند. در جامعه ما رایج ترین راه برای حل مشكلات اخلاقی، نصیحت است. بر همین اساس، صدا و سیما برای مقابله با تنزل وضعیت اخلاقی، مخاطبانش را نصیحت می كند، در دانشگاه ها دروس اخلاق می گذارند و به افراد می گویند كه اخلاق چیست و راه درست زندگی اخلاقی چیست، «مشاوران» نیز در كتاب ها و رسانه ها و مطب ها از مراجعین و مخاطبین خود می خواهند كه زندگی را به نحوی دیگر ببینند و تحول را از درون خود آغاز كنند.مسوولان روابط عمومی از طریق تابلوهای شهری روزانه ساكنان شهر را نصیحت می كنند و به الگوی مناسب زندگی دعوت می كنند.
چرا با وجود حجم انفجارگونه نصیحت، وضعیت اخلاقی راضی كننده نیست؟ اگر بود كه این همه نصیحت لازم نبود. اگر اخلاق رعایت می شود، چرا باید بازگرداندن پول گمشده به صاحبش تا این حد باعث شادمانی شود؟ جز این است كه كمتر كسی انتظار چنین رفتاری را داشته است؟ این بدان معناست كه عمل اخلاقی، عملی است كمیاب و در نتیجه شگفت آور.
ممكن است وضعیت اخلاقی تا این اندازه هم بد نباشد ولی این احساس عمومی وجود دارد كه در یك محیط غیراخلاقی زندگی می كنیم. پس آیا این همه تلاش اخلاقی بی حاصل بوده است؟ چرا نصیحت ها به بهبود وضعیت اخلاقی منجر نشده است؟ دلیل آن را باید در بی اعتنایی به خصیصه اجتماعی این پدیده جست وجو كرد.
اخلاق محصول زندگی گروهی است و اگر جایی زندگی گروهی ضعیف باشد، اخلاق هم ضعیف می شود. الگوی گذران وقت این نكته را تایید می كند كه شهرنشینان ایرانی وقت خود را بیشتر مصروف نیازهای فردی خود می كنند و كمترین میزان وقت را برای فعالیت های دیگرخواهانه می گذارند
مركز آمار ایران در پاییز و زمستان 1377 و بهار 1388 شیوه های گذران وقت را در بین شهرنشنیان بالاتر از 15 سال بررسی كرده است. بر اساس یافته های این آمارگیری، بیشترین زمان به فعالیت های «مراقبتی»، «خانه داری»، «فعالیت شغلی» و «استفاده از رسانه های جمعی» اختصاص دارد. 13ساعت و 17 دقیقه صرف فعالیت های مراقبتی مثل خواب و تغذیه و بهداشت روزانه می شود. بعد از آن 3 ساعت و 10 دقیقه برای خانه داری صرف می شود. افراد شهرنشین، به طور متوسط حدود 2 ساعت و 41 دقیقه را به فعالیت شغلی و نزدیك به دو ساعت در روز را به استفاده از رسانه های جمعی اختصاص می دهند. احتمالاتلویزیون بیشترین سهم را در رسانه های جمعی دارد.این اعداد را مقایسه كنید با 3 دقیقه روزانه صرف فعالیت های داوطلبانه و خیریه. (چكیده یافته های طرح آمارگیری گذران اوقات فراغت نقاط شهری بهار 1388 ص 7
به این ترتیب، الگوی صرف زمان روزانه نشان می دهد فعالیت های داوطلبانه كم اهمیت ترین بخش زندگی روزانه شهرنشینان است. این اعداد نشان دهنده غلبه الگویی از زندگی فردی و خزیدن به روابط درون گروهی است.
بر اساس نتایج، بیشترین زمان برای تامین نیازهای مادی و نیازهای اساسی صرف می شود. از ساعات باقیمانده، بخش عمده به سرگرمی و تفریح اختصاص می یابد. الگوی سرگرمی و تفریح نیز كمتر الگویی اجتماعی است و بیشتر به استفاده از رسانه (آن هم تلویزیون) اختصاص دارد. روابط اجتماعی هم به حوزه دوستان و خانواده و آشنایان محدود است.
در نتیجه، زندگی ما یا در تنهایی و یا در حلقه های نسبتا بسته اجتماعی و به اصطلاح گروه های اولیه می گذرد. پژوهش های اجتماعی دیگر هم تایید می كنند كه مشاركت در حیات گروهی ضعیف است. نهادهای صنفی، علمی، اجتماعی و... رشد چندانی نیافته اند و در بعضی موارد، این گروه ها و نهادها، تداوم سازمان های دولتی اند. در نتیجه، فرصت های اندكی برای فعالیت های غیرشخصی و عمومی وجود دارد. 
این ضعف نهادی موجب كاهش سهم فعالیت های داوطلبانه در زندگی روزانه ساكنان شهری شده است. از این رو، رفتارهای دیگرخواهانه، اغلب هیجانی، گذرا و نامستمرند، به سرعت شكل می گیرند و به نقطه اوج می رسند و به همان سرعت نیز رو به افول می گذارند. مثلادر روزهای اول وقوع یك زلزله ، تمایل به كمك زیاد است ولی در زمان بازسازی كه نیاز به كمك بیشتر وجود دارد، شوق و رغبت عمومی فروكش كرده است.
به این ترتیب، مهارت های اجتماعی در زمینه همكاری كردن با دیگران پرورش نیافته است و برای نمونه یكی از شیوه های رفتاری رایج در تعامل با دیگران، قهر كردن و كناره گرفتن است. شرایط محیطی نیز به چند صورت این الگو را تقویت می كنند. از یك طرف، غلبه ارزش های مادی و اقتصادی و از طرف دیگر فضای سوءظن و بی اعتمادی به رشد الگوهای منفعت جویی خودگرایانه مجال داده است.
به اقتضای شرایط زندگی، بخش عمده یی از وقت افراد به فعالیت اقتصادی اختصاص دارد. حضور مستمر در یك محیط، باعث كسب ارزش های آن محیط می شود. در محیط های اقتصادی، دو ارزش بنیادین وجود دارد: یكی رقابت و دیگری كسب سود بیشتر. در محیط اقتصادی، یك بنگاه به بنگاه «دیگر» به چشم رقیب نگاه می كند. از طرف دیگر، منطق فعالیت اقتصادی كسب سود هر چه بیشتر است. در شرایط ضعف حیات گروهی، این دو منطق به كل زندگی جامعه سرایت كرده است. میل به كسب پول به صورتی مهارناپذیر در میان اعضای جامعه گسترش می یابد و هر تصمیم یا اقدامی كه به كسب پول بیشتر منتهی نشود، غیرعقلانی قلمداد می شود. در این نگاه صرف وقت برای فعالیت داوطلبانه، توجیهی ندارد و در نتیجه آن، حیات اجتماعی هر روز از ارزش های گرم همدلانه، انسجام بخش و اخلاقی تهی تر می شود.
جامعه ما از یك سو در آموزش مهارت های اجتماعی و ترویج عمل اخلاقی و تولید احساسات جمعی مثبت مثل اعتماد دچار ضعف است و از سوی دیگر با تسلط میل به سودجویی، با رشد رفتارهای خودخواهانه مواجه است. این شرایط مساعدی برای رشد بدبینی، سوءظن و احساس خطر از ناحیه دیگری فراهم آورده است. یكی از نتایج این الگوی زندگی، كم توجهی و حتی بی اعتنایی به دیگران و پیگیری منافع فردی است. هر كس تلاش می كند «گلیم خود را از آب بیرون بكشد.»
سیاست های اجتماعی در ایران به جای توجه به دلایل ایجاد این وضعیت، توجه خود را روی نشانه ها و نه خود مشكلات متمركز كرده اند. از طرفی، سیاست های اجتماعی برای حل مشكلات عمدتا به دو روش تبلیغ و كنترل محدود شده اند. با چنین دریافتی، نمی توان اخلاق را در زندگی اجتماعی تقویت كرد، فقط باید منتظر باشیم تا پول گمشده یی به صاحبش بازگردد تا یابنده را تشویق كنیم.    
    منابع در روزنامه موجود است.
(روزنامه اعتماد، شماره 2577 به تاریخ 5/10/91، صفحه 13 (جامعه)


http://www.uplooder.net/img/image/62/23bda5d7d91bad98562c03cf6f69b9fc/jok.gif


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.